در طوف حریمش ز فنا جامه احرام
کردیم که این جامه به تن دوختنی نیست
حكمت احرام آن است كه وقتى زائر به میقات مىرسد، در ذهن خویش صورت اقدام براى ورود به حرم الهى و مراعات محرمات و حرمت نهادن به اوامر خدا را ترسیم كند و همه اعمال را با همین نیت و ذهنیت انجام دهد. براى این كه احساس در جان زائر اثر عمیق بگذارد، خواسته شده كه وضع ظاهرى خویش را كه نمودار شئون دنیوى و حالت اهل دنیاست تغییر دهد و لباس آخرت بپوشد و شبیه آنان گردد كه با مرگ، به آخرت قدم مىگذارند و از جامههاى دنیوى عریان مىشوند. این حالت، خشوع او در پیشگاه خدا و قطع وابستگى به جلوههاى دنیوى را در پى دارد.
احرام بمثابه تكبيرةالاحرام در نماز است؛ مانند نمازگزار بايد از همه چيز رخ برتابد و تنها متوجه خدا شود و آنچه بر او حرام است را مرتكب نشود و خانه دل را كه حريم خلوت اوست، از اغيار تهى گرداند. وقتی که احرام می بندیم، هر آنچه خداوند حرام کرده است، بر خود حرام می کنیم و متعهد می شویم که در مرز حرام راه نرویم.
فریضههایى چون روزه، نماز، خمس، زكات و جهاد، با همه مفاهیمش، به نحوى در دل حج نهفته است. احرام، آغاز پایبندى به انجام فرمان نسبت به امساك هایى است كه در طول حج خواهد داشت.
احرام، محرِم را با دیگران همسان مىسازد و امتیازات و مرزهاى تشخّص و نمودهاى برترى را از میان برمىدارد و همگان را یكسان در پیشگاه خدا به تكرار شعار واحد مىكشاند.
(نگرشی بر اسرار معنوی حج مجله میقات حج شماره ٣٦ و ١٣، محمد تقی رهبر،جواد محدّثى)