تبليغاتX
نسیم نیایش
 

ناصر خسرو مى گويد: حاجى در بازگشت از سفر حج بايد انسانى ديگر باشد. تمام منيّت هاى خود را دفن كرده، انسانى الهى شده باشد و باز گردد. اين چنين حجّى حّج مقبول است، اين فلسفه ها و اهداف را در قصيده معروف خود آورده است:

             حاجيان آمدند با تعظيم          شاكر از رحمت خداى رحيم

       مر مرا در ميان قافله بود       دوستى مخلص و عزيز و كريم

         گفتم او را بگوى چون رستى     زين سفر كردن به رنج و به بيم      

       شاد گشتم بدانكه حج كردى    چون تو كس نيست اندر اين اقليم    

     باز گو تا چگونه داشته اى          حرمت آن بزرگوار حريم      

چون همى خواستى گرفت احرام      چه نيت كردى اندر آن تحريم  

    جمله بر خود حرام كرده بدى         هر چه مادون كردكار عظيم 

 گفت: نى! گفتمش زدى لبيّك            از سر علم وز سر تعظيم 

  مى شنيدى نداى حق و جواب           باز دادى چنانكه داد كليم؟  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/26ساعت 17:43  توسط نسیم صبا  | 

          وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ   آل عمران، آیه ۹۷

                                و براى خدا حج آن خانه بر عهده مردم است

             وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ  بقره، آیه ۱۹۶

                                 و براى خدا حج و عمره را به پايان رسانيد

 

حج تنها برای خداوند

حج، حق الله است بر مردم

کعبه نخستین محل عبادت است

اعمال حج، شعائر دین خداوند است

کعبه (قبله مسلمین) مایه هدایت جهانیان است

کعبه و مکه محلی بسیار مبارک و پر خیر و برکت است

مکه، سرزمین امن و پناه است (انسان در پناه خداوند است)

حج، رسیدگی به امور دیگران و کمک به مستمندان و فقرا است

بزرگ و گرامی داشتن شعائر دین خدا، نشانی پاکی دل و قلب است

منافع زیادی (دنیوی و اخروی) برای زائران بیت الله الحرام در نظر گرفته شده است

زائران خانه خدا، مهمان خداوند هستند و بی احترامی به آنان گناهی بسیار بزرگ است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/05ساعت 16:8  توسط نسیم صبا  | 

 

امام سجاد (علیه السلام):

هر کس در مکه قرآن را ختم کند، نمی میرد مگر آنکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را می بیند، و جایگاه خویش را در بهشت مشاهده می نماید.

                                                                                      تهذیب الاحکام، ۵/۴۶۸

                                

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/04ساعت 18:30  توسط نسیم صبا  | 

 غار حرا در جبل النور (در شمال مکه)، با دیدی مستقیم به خانه کعبه 

غار حرا سال ها محل نیایش و عبادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود. زمانی که بت پرستی و شرک قریش را  می دیدند، به آنجا می رفتند و در عالم خلقت و هستی تفکر می کردند و با پروردگار عالم راز و نیاز می کردند. هر سال در ماه رمضان به غار حرا صعود می کردند و با روزه داری و عبادت، جلوه حقیقت و هستی را جستجو  می کرد. در طول این سالها و در دل آن غار، پروردگار آخرین رسول و فرستاده اش را تربیت کرد و وقتی که روحش به اوج کمال و صافی رسید، خداوند امین وحی خود را بر او فرستاد.

بر فراز قله می توانی تمام آنچه اطرافت هست را به وضوح ببینی، آسمان و کوه ها، شهر مکه و مسجد الحرام و کعبه معظمه و افق های دوردست. فاصله قله کوه تا غار حرا، محل نیایش و عبادت پیامبر(صلی الله علیه و آله) حدود بیست متر است. فضای داخل غار گنجایش بیش از خوابیدن یک نفر گنجایش ندارد برای رسیدن به دهانه غار باید از بین دو صخره عبور کرد. غار در یک نقطه گود به وسیله صخره های بزرگ از قسمت های دیگر کوه جدا شده است. نور تنها به دهانه غار می تابد و از دهانه به بعد تاریک تاریک است.

                            

خداوند به کسی که این نقطه سخت وحشتزا را جایگاه خویش قرار داده بود چه قدر قدرت روحی عطا کرده بود، قدرتی مافوق قدرت همه مردم. خداوند چنین نیرویی را جز به کسانی که آنها را برای رسالت خویش برگزیده، عنایت نمی کند. روبرو شدن با فرشته وحی الهی، آمادگی خاصی لازم دارد. تا روح شخص بزرگ و نیرومند نباشد، تاب تحمل بار نبوت و ملاقات فرشته را نخواهد داشت. امین قریش این آمادگی را به وسیله عبادت های طولانی، تفکرهای ممتد در غار حرا و عنایات الهی به دست آورده بود.

٢٧ رجب (روز مبعث) آغاز رسالت خاتم پیامبران بود. جبرئیل امین با لوحی فرود آمد و آن را در برابر محّمد (صلی الله علیه و آله) گرفت و گفت: (( إقرا : بخوان)). محمّد (صلی الله علیه و آله) از آنجا که درس نخوانده بود، پاسخ داد که نمی توانم. فرشته وحی او را سخت فشرد و دوباره گفت: (( إقرا : بخوان)) و این بار هم همان جواب را شنید. جبرئیل او را سخت فشار داد و پس از فشار سوم محمّد (صلی الله علیه و آله) ناگهان احساس کرد که می تواند لوحی را که در دست فرشته است، بخواند:

((بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید. کسی که انسان را از خون بسته خلق کرد. بخوان و  پروردگار تو گرامی (و کریم ترین کریمان) است. خدایی که بشر را علم نوشتن به قلم آموخت و به آدمی آنچه را نمی دانست آموخت))

(برگرفته از کتاب های: حرا، مطلع وحی _ تاریخ پیامبر اسلام، ایت الله جعفر سبحانی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت 8:29  توسط نسیم صبا  |